
من از پاره بودن بدنم لذت میبرم .....
دستانم را بالا میگیرم . . . . چشمانم را میبندم . . .

. . . فرشته بالهایش را باز میکند . . .
حالا وقت زیبای مست بودنه ...اره....اره....اره.....اره
من میگریم . . . . .من میخندم . . . من دوست دارم سکوت درونم باشم . . . . .
بهش خوب فکر کنید . . .بفهمین منظور من چیه . . .لطفن فکر کنید و بفهمین . . . و . . .
او دانه ای را در من کاشت . . . او درختی لاغر بود . . .
من فقط خاكستر آن هستم . . .
ماه بر خورشید غلبه می کند .. .. .. فرشته به من لبخند میزند . . .
اما من اگر گریه کنیم زنگ میزنم........ من فقط پسری هستم که با شاه روانی بازی میکند ...
من دوست دارم دستان تو را محکم بگیرم....هیتلر در چشمان من نگاه کن....
عشق آلوده شده ی من را ببین . . .دوست دارم عاشق باشم . . .
لکه های زیبا از دست رفته اند و هم اکنون عشق شیرین من نیز از بین میرود
علف در آن طرف سبز تر نیست و ما بدون هیچ دلیلی آن را در آتش میسوزانیم. . .
من را در میا ن انگشت وسط خودت بگذار و زمزمه کن . . .
پیدا کردن خدای خوب سخت است . . . هم اکنون برای اولین بار احساس وابستگی میکنم . . .
مرا در آغوش بگیر . . .
به حرفای این بارم خوب فکر کنید . . . و لطفن بفهمین که: ...
من بازم صبر میکنم . . .با من میای . . .؟؟
... زمان خود را برای وقوع حوادثی تلخ آماده میکند ...